بارها گفتهام و بار دگر میگویمدر پس آینه طوطی صفتم داشتهاندمن اگر خارم و گر گل چمن آرایی هستدوستان عیب من بیدل حیران مکنیدگر چه با دلق ملمع می گلگون عیب استخنده و گریه عشاق ز جایی دگر استحافظم گفت که خاک در میخانه مبوی
که من دلشده این ره نه به خود میپویمآن چه استاد ازل گفت بگو میگویمکه از آن دست که او میکشدم میرویمگوهری دارم و صاحب نظری میجویممکنم عیب کز او رنگ ریا میشویممیسرایم به شب و وقت سحر میمویمگو مکن عیب که من مشک ختن میبویم
پ.ن : من مبهوته.. !
+
نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت 22:50 توسط بهار