پ.ن : خوندن بعضی وبلاگا خیلی حال می ده ! نوشته های این وبلاگ همیشه شامل این قاعده ن !
پدری که گند زدن به ذوق نقاشی دختر ۱۶ ساله ش و انتخاب رشته ی اجباری برای ورود پسرش به معماری رو اند خیر خواهی و " وقتی بزرگ بشه دلیل کارمو می فهمه " می دونه !


عکسا مال آخرای مرداد امسالن ! همون موقع که من هنوز قرار بود برم / تازه از افتضاح رتبه دراومده بودیم و از فلاکت انتخاب رشته خلاص شده بودیم ! /قبلش پیش سجاد بودیم
/ اسم و فامیلیه حیرت و بغل دستیش هر چی زور می زدیم یادمون نمیومد ! /از ۸ شب تا ۳ صب فقط خندیدیم / کل خاطرات مشترک مسخره مونو رسمن دوره کردیم ( از اسکندر تا ده موبد و اصفهانش ! ) و ...
الآن به نظر میاد مال مرداد ۵-۴ سال پیشن همه ی اینا !!
پ.ن : دسا مال کامی ان و جینگیلی جاتش مال من
پ.ن.ن : خیلی سعی کردیم از اینم جوات تر بشه ولی در همین حد ازمون براومد !