قبل از عید :
سر کلاس ( حالا هر کلاسی که می خواس باشه ) با یه دفتر گنده که مثلا دفتر انضباطیه میومدن تو کلاس ( با هزار جور ادا و اطوار ) دونه دونه از رو دفتر اسمارو می خوندن میومدن ناخونا و جورابا و ابروامونو چک میکردن : ناخون نباید بلند باشه ، جورابام نباید کوتاه باشه ، ابروام نباید 4تا خال موش کم شده باشه . اکثرا میگفتن میخوایم ناخون ببینیم دستامونو که نشون می دادیم خیره میشدن تو صورتمون.
ژاکت و کاپشن و کفش قرمز و نارنجی و "توی چشم نامحرم زن" هم که از همون اول ابتدایی حرام بوده و هست .
جریمه شم 25 صدم کم شدن نمره انضباط بود که تقریبا هر کی یه جاشو کم میاورد
بعد از عید :
روز بعد از سیزدهم که همون سیزده به در باشه و روز بعدش که میشه چهاردهم فروردین از سر صب شروع میکنن مثه سگ بو کشیدن تو کلاسا.اختصاصی واسه اینکه کی ابروهاشو خدایی نکرده 4تا دونه کمتر کرده ، ببرنش پیش حاج خانوم ناس ناس که میشه همون فری خودمون.
حاج خانوم ناس ناس خفه میشن و معاونا و ناظما و اولیای گرامی سگدونی میریزن سر بچه ها شروع میکنن شر و ور گفتن که فلانی تو که نماز می خونی چرا ؟!
ایندفعه روز اول باز شدن سگدونی تو سال 85 بچه ها یه هفته اخراج میشن . که چی ؟ که ابروهاشون در بیاد و بشن دانش آموز نجیب (!) خاک پاک جمهوری اسلامی !
خب تا وقتی نجابت(!) اینجا یعنی موی ابروی دخترای مدرسه ای مثه ماها ،از یه ور نماز خوندنم این معنی رو میده که تو باید یه مشت پشم رو صورتت باشه که معلوم نیس کدوم اسلام اینو گفته ، از اونورم تا وقتی دانش آموز درس خونی که همون یه مشت پشم رو صورتت باشه ، آدم نه دلش می خواد نجیب (!) باشه نه نماز بخونه نه درس بخونه !
توضیح : به نظر من این موضوعا کاملا شخصیه به هیچ کسم هیچ ارتباطی نداره چه برسه به معاون کج و کوله ی یه سگدونی که اگه خیلی آدم باشه بتونه جلوی کس و کارشو بگیره ! بنده م دقیقا از رأس روز سیزدهم آبله مرغون گرفتم و تا همین حالا هنوز موفق نشدم سگ دونی رو ملاقات کنم![]()

در مورد معلمم نوشته بودم پارسال ( چقدم مزخرف نوشته بودم !).واسه ما که با معلما کلا مشکل داریم و داشتیم و خواهیم داشت این یکی معلم ، آدم انسانی بود. بیست و نهم اسفند سالگردش (سالمرگش) بود. خداوند قرین رحمتش کناد
سال نوام مبارک
سال سگ و سال پیامبر اعظم و سال چه و چه و چه و اینایی داشته باشیم (ـن)
*عکس از اینجا